رخشنده اعتصامی، مشهور به پروین اعتصامی در روز 25 اسفند سال 1285ش در تبریز دیده به جهان گشود. وی از همان ابتدا تحت تربیت پدرش، میرزا یوسف اعتصامی، رشد یافت. در کودکی با پدر به تهران آمد و ادبیات فارسی و ادبیات عرب را نزد او فراگرفت و از محضر ارباب فضل و دانش که در خانه پدرش گرد میآمدند، بهرهها برد. در هشت سالگی به شعر گفتن پرداخت و با به نظم کشیدن قطعات زیبا و لطیف که پدرش از کتب خارجی ترجمه میکرد، طبعآزمایی مینمود. از همان اوان کودکی، زبان فارسی و عربی را زیر نظر معلمان خصوصی در منزل، و زبان انگلیسی را نیز در مدرسه آمریکاییها فراگرفت.
هنر یگانه ابزاری است که نهتنها در ذهن و فکر بلکه در عمق دل و جان آدمی تأثیر میگذارد و او را با خود به جهانی که پیام آور آن است همراه می سازد. در اهمیت هنر همین بس که بهترین وسیله ثبت تاریخ و برترین ابزار تبلیغ و ارائه آرمان های بشری و الهی است.
هنر انقلاب
هنر، در کشور ما، قبل از انقلاب اسلامی اسیر چنگال صاحبان قدرت و ثروت بود و فضیلت های این موهبت الهی به تبع این اسارت، در مرداب خواسته ها و علایق دنیایی شان غرق میشد.
توجه به سرگذشت درس آموز انبیای الهی نشان می دهد که آنان در راه اعتلای کلمۀ توحید و دعوت مردم به سوی آیین حق با سخت ترین مشکلات و طاقت فرساترین ناملایمات رو به رو بوده و لحظه ای در دنیای سراسر رنج، آسایش نداشته اند؛ چنان که امام صادق(ص) فرمود: «ان اشد الناس بلاءً الانبیاء؛(1) همانا پیامبران الهی سخت ترین بلاها و گرفتاری ها را داشته اند.»
از این رو، آن گاه که رسول اکرم(ص) با آزار و اذیت های نابخردان مشرک و منافق در رنج و تعب به سر می برد، پروردگار عالمیان برای تقویت روحیه حبیب خود، وی را به سرگذشت پیغمبران، به ویژه رسولان اولوا العزم توجه می دهد و می فرماید: «فاصبر کما صبر اولوا العزم من الرسل؛(2) پس [ای رسول!] صبر و بردباری پیشه کن؛ آن گونه که پیامبران اولوا العزم صبر کردند.»
«صراط سلوک از مو باریکتر و از شمشیر برندهتر است.»(1)
و عبور از این صراط و وصول به مقصد، مستلزم مراعات شروطی است که در صورت بیتوجهی به آنها، خطر لغزیدن و افتادن در ورطه ظلالت و تباهی، سالک را به شدّت تهدید میکند.
مهمترین و اساسیترین شروط تضمین کننده سلامت و موفقیت در سلوک و نیل به مقصود را میتوان در قالب سه عنوان زیر تشریح کرد:
از جمله سفرهای معنوی حضرت استاد یعقوب قمری شریف آبادی که پس از بازگشت از لبنان و سوریه (سال 1366 هـ.ق) به همراه خانواده محترم خود داشتند، زیارت ثامنالحجج حضرت امام رضا(ع) میباشد. یک روز که ایشان به همراه خانواده محترم خود در صحن حضرت امام رضا(ع)، مقابل سقاخانه اسماعیل طلایی نشسته بودند، واقعهای رخ داد که شرح آن از این قرار است:
حضرت آیت الله خامنه ای در سالروز قیام 19 دی نکاتی را درخصوص نامزدهای انتخابات گوشزد کردند و از همه مردم خواستند این نکات را به دقت دنبال کنند.
1. با قصد خدمت وارد عرصه انتخابات شوند
ایشان افزودند: نامزدها باید با قصد خدمت وارد عرصه انتخابات شوند؛ زیرا اگر کسانی با هدف قدرت طلبی و بدست آوردن ثروت و یا انگیزه های ناسالم دیگر وارد انتخابات شوند، به مردم و کشور خدمت نخواهند کرد.
اشاره
آنچه در ذيل ميخوانيد، تبيين آرزوهايي است که قرآن کريم آن را از زبان انسان روايت کرده و زبان حال نيکان و بدان و آرزوي قلبي آنان را در دنيا و آخرت ترسيم کرده و در حقيقت، سالک طريق کمال و جمال حقيقي را بدين حقايق نوراني و انسانساز متوجه نموده تا در روز قيامت که «يوم التغابن: روز حسرت خوردن» است، به عذاب جانسوز و تأسف جانکاه دچار نشود و به رستگاري و همجواري با اولياي الهي نايل آيد.
اين بحث را در دو ساحت دنيوي و اخروي ارائه ميکنيم و اي کاش هاي قرآني را در اين دو سراي زندگاني بررسي مينماييم.
مناسبت: خطّ امام(س)، مشخّصه حرکت نظام جمهورى اسلامى
من رؤوس مطالبى را در خصوصیات این خط و این جهتگیرى - که ما به آن «خطّ امام» مى گوییم و مشخّصه حرکت نظام جمهورى اسلامى در ده سال حیات با برکت امام بوده است - عرض مى کنم:
خطّ امام، یعنى آن مسلک و سلوک حکومتى امام امّت؛ یعنى چیزى که تفسیرکننده نظام جمهورى اسلامى است. جمهورى اسلامى، مى تواند با جهتگیریهاى مختلفى تحقّق یابد. آنچه که این جهتگیریها را به صواب نزدیک مى کند و مورد قبول و اعتقاد امام رضوان اللَّه تعالى علیه بوده است، اینهاست:
سی و شش سال پیش در هشتم دی 1354 بانویی پاک دامن و مطهّر از پیش ما زمینی ها به ملکوت آسمان ها سفر کرد. او آمده بود تا اسرار عشق حقیقی را برای انسان های جویای پاکی و حقیقت فاش سازد؛ خصوصا برای زنانی که از ناپاکی های و آلودگی های این دنیا خسته شده اند و می خواهند طهارتشان را در این عصر آخر الزمان حفظ کنند آن هم در این عصری که بنابر روایات نگه داشتن ایمان در این زمان، از نگه داشتن پاره آتش در کف دست سخت تر است.
در ادامه مطلب داستان واقعی زندگی زنی به نام «معصومه» است که شبی از آسمان رحمت و کرامت الهی، جلوه شریف و مظهر لطیف عشق، در منزل ساده و بی پیرایه او فرود می آید و به او نوید فرزندی با نام «یعقوب» را می دهد. فرزندی که اکنون صاحبدلی عارف و فرزانه ای کامل است و این همان معجزه عشق است.
واژه «عشق» که در کلمات نورانی عارفان و بیانات معنوی صاحبدلان استعمال شده و به دو نوع «عشق مجازی» و «عشق حقیقی» تقسیم گردیده.(1) در واقع همان حقیقت حبّ است که در لسان آیات و روایات، به عنوان «حب شیطانی» و «حب الهی» مطرح شده است.
آدمی، معجونی ترکیب یافته از دو بعد جسم و روح می باشد که هر کدام را خواسته و خواهشی متفاوت با دیگری است. جسم آدمی همچون زمین حاصلخیز است که حیات و کمالش وابسته به آبی می باشد که از درون زمین می جوشد.