براستی اگر انسان با دیده تأمل و بصیرت در زندگانی خود بنگرد،خواهد یافت که حقایق و حوادث جاری در طبیعت همواره بشر را پند و عبرت داده و آدمی را به یکتاپرستی و بندگی حق فرا میخواند. اما متأسفانه چه اندکند آنهایی که از این پیشامدها درس عبرتی میگیرند و برق ینقظه و بیداری در دلهایشان روشن میشود. خوشا به حال آنها که از این سرای فانی توشه عشق و معرفت برگرفتند و توجهشان را از ظاهر دنیا به باطن آن معطوف ساختند.
زمانی که حضرت استاد يعقوب قمری شريف آبادي در اوایل شکلگیری انقلاب اسلامی به شهرستان ورامین هجرت نمودند، نسیم الهی پس از تحمل آن همه فقر و مصیبت و سختی وزیدن گرفت و تفضلی ربوبی به ایشان روی آورد.
سرآغاز این عنایت از آنجا شروع شد که یکی از روزها با یک جزوه چهل صفحهای برخورد نمودند. مطالعه این کتاب کوچک که در آن برخورد دو تن از عارفان و عاشقان بزرگ عالم عرفان ـ جناب مولای رومی و شمس تبریزی (رَحْمَةُ الله عَلَیْهِما) ـ تحریر شده بود، باعث گردید تا ضمیر جناب استاد سراسر وجد و شیدایی و بیقراری شده و دچار تحولی شگرف گردند.
پیش از آنکه حضرتش با این کتاب برخورد نمایند، اینگونه میاندیشیدند که کسب مقامات عرفان و کرامات الهی مخصوص انبیا و ائمه معصومین (علیهم السّلام) بوده و دیگران توان دستیابی بدان را ندارند. اما وقتی این کتاب را با دقت مطالعه کردند، عقیدهشان به کلی تغییر یافته، از خود بیخود شدند و به این حقیقت اعتقاد پیدا نمودند که «ما نیز میتوانیم در حد استعداد، اراده و همت خویش به آن مقامات بلند معنوی دست یابیم و از حجب ظلمانی و نورانی برهیم«.
و اینچنین بود که در ورای این جاذبه روحانی خرمن وجود استاد به بارقهای ملکوتی روشن شد و آتش امید و عشق فراوان به سلوک الیالله در دلشان شعلهور گشت. پس از این تحول روحی به تهران رفته، تعدادی از کتابهای عرفانی و سلوکی را خریداری کردند و از روی آنها نیز نام برخی دیگر از کتب را نوشته، انواع و اقسام کتابهای معنوی را تهیه نمودند. شیفتگی بی حد و مرز ایشان نسبت به مطالعه این کتب آنقدر بود که نمیدانستند از کدام یک شروع کنند. از اینرو خویشتن را در میان انبوهی از کتب متحیر و سرگردان یافتند.
همان شب در عالم خواب، جوانی خوشسیما و نورانی را مشاهده کردند. آن جوان دست جناب استاد را گرفت و به پهلوی قفسه کتابهایشان آورد. سپس از میان آن همه کتاب، کتاب «شرح گلشن راز، نوشته جناب شیخ لاهیجی (ره)» را بیرون کشید و خطاب به استاد گفت: «این کتاب را مطالعه کنید«.
بعد از آنکه حضرت استاد از خواب برخاستند، با شیفتگی زایدالوصفی به سراغ قفسه کتابهایشان رفتند و با دقت و علاقه بسیار شروع به مطالعه این کتاب ـ که در ردیف بزرگترین کتابهای عرفانی و توحیدی میباشد ـ نمودند و به غوصی در بحر معانی و معارف آن پرداختند. کتابی که تمام خواستهها و نیازمندیهای خویش را در آن مییافت و روح تشنه خود را با زمزم لطایف معنوی و رموزات روحی آن کتاب شریف سیراب میساخت و این حقیقت را به جان درک مینمود که تمام مصیبتها، رنجها و محرومیتها زمینهساز همچون لحظهای روحانی بوده است.
برگرفته از کتاب سجده رمز خلاقیت عشق (نویسنده: علی نعیمالدّین خانی(