پس از سپری شدن خدمت سربازی، حضرت استاد يعقوب قمری شریف آبادی در کارخانه نساجی شهر ری نزدیک چهار سال مشغول به کار شدند.
صبح یکی از روزها ساعت 10 صبح که ایشان در کارخانه به کار مشغول بودند ناگهان دچار انقلاب روحی شده و از خود بیخود گردیدند و چنین به حضرتش الهام شد که باید ایشان یکی از بزرگترین هنرمندان در عالم هنر نقاشی شود.
به دنبال این الهام در خود احساس کردند، استعداد خدادادی نسبت به هنر در وجودشان نهفته است. این الهام روحانی که درون استاد را ملتهب ساخته و انقلاب عظیمی در ایشان به وجود آورده بود، باعث گردید به هر کسی که میرسیدند او را از حالت خویش باخبر میساختند. ولی از آنجا که ایشان در آن موقع یک کارگر ساده بیشتر نبودند و از حقوق اندکی نیز برخوردار بودند، هیچ کس به صحبت ایشان اعتنایی نمیکرد. اگرچه به خاطر بیتوجهی دیگران، ایشان را آرامش همراه با تأمل و توجه فرا گرفت، اما ساعت 2 بعدازظهر همان روز با مقداری پول که از برخی همکاران قرض کرده بودند، به منظور تهیه وسایل نقاشی عازم لالهزار تهران شدند و بعد از جستجو و پرس و جوی بسیار یک مغازه نقاشی را یافتند. صاحب مغازه یک زن بسیجی بود. وقتی علاقه و شیفتگی استاد را در یادگیری هنر مشاهده نمود، ایشان را در این مورد، راهنمایی کرده و دو جلد کتاب نیز در زمینه آموزش نقاشی به استاد عرضه نمود.
اینگونه بود که نسیم شوق و امید در تار و پود استاد دمیده شد و با ذوقی سرشار از عشق به هنر نقاشی روی آوردند و به مطالعه زندگانی نقاشان بزرگ جهان پرداختند. در این بین زندگی و سبک «رامبراند» نابغه و نقاش چیرهدست هلندی توجه ایشان را به خود جلب کرد. با استفاده از کتب راهنما، سبک او را که «کلاسیک» بود و همیشه زمینه تابلوهایش تیره بوده و از یک کانون، نور و روشنایی ساطع میشد، برگزیدند و با همت و تلاش پیگیر، راه پر فراز و نشیب هنر را بدون درک محضر استاد طی کردند.
جناب استاد، کار نقاشی را در سن 27 سالگی با جدیت فراوان آغاز نمودند و چون در این راه بدون استاد بودهاند، به تنهایی در منزل استیجاری خود به فراگیری این هنر متعالی اقدام نمودند و سختیها و مشکلات زیادی را در این راه متحمل گشتند که نتیجه آن همه زحمات و کوششهای طاقتفرسا، تابلوهایی نفیس و زیبا در زمینههای گوناگون بوده است. هم اکنون نیز کم و بیش حضرت استاد به این هنر اشتغال دارند و منزل ایشان به تابلوهای روحانی، گرانبها و ارزشمندی مزیّن شده که تحسین هر بینندهای حتی متخصصین این هنر را برمیانگیزد.
با طلوع خورشید انقلاب اسلامی ایران، گرچه سفارشهای زیادی به حضرت استاد میرسید، ولی بیشتر وقت خود را به ترسیم تمثال شخصیتهای برجسته و مبارز انقلاب صرف میکردند و در نهایت فقر، بهترین تابلوها را به جامعه ارائه داده و از هنر خویش در راستای خدمت به اسلام و امام امت (قدس سرّه) و ترویج انقلاب اسلامی بهره فراوانی میبردند. از جمله فعالیتهای ایشان در دورن انقلاب، این بود که تابلوی «حضرت امام خمینی (ره)» را که دستان مبارکشان را بر فراز قدس بلند کردهاند، به صورت کلیشه درآوردند و در همان عنفوان انقلاب اسلامی با هزینه خودشان (که بیش از 40 هزار تومان برای چاپ آن خرج کردند) آن را در اندازههای مناسب در اقصی نقاط ایران به صورت رایگان توزیع و پخش نمودند. سعی و کوشش حضرت استاد در مسیر هنر این بوده و هست که همواره قلم را با خمیرمایه درد، به صبغه عشق و معرفت آغشته سازند و با توکل بر حضرت دوست، بر روی بوم ترسیمگر حقیقت و استضعاف و معنویت باشند.
برگرفته از کتاب سجده رمز خلاقیت عشق (نویسنده: علی نعیمالدّین خانی(