آثار مدیر سایت
حمیدرضا جعفری

سخنرانی ها
مقالات
اشعار
داستانک
سخن مدیر سایت
منوی اصلی
صفحه نخست


در پرتو استاد

زندگینامه مادر استاد
زندگینامه استاد
خاطرات
مشاهدات
مقالات
کتابها
لطایف عارفانه
امام از دید استاد
مصاحبه با استاد
تصاویر استاد
تابلوهای هنری
سخنرانی ها
ارتباط با استاد

فروغ محفل روح الله

درباره محفل
اساسنامه محفل
اسامی سایتهای اعضا
اسامی وبلاگهای اعضا
نشریه تجلی

مقالات

مقالات استاد
مقالات دوستان
مقالات ارسالی شما


نوشته های ادبی

دلنوشته ها
اشعار
داستانک


امام و رهبری

امام خمینی(س)
رهبر معظم انقلاب
ریاست جمهوری


آلبوم تصاویر

تصاویر امام خمینی
تصاویر رهبر انقلاب
تصاویر استاد
تابلوهای هنری استاد


دانلودها

کتاب های استاد
کتاب های ادبی و عرفانی
سخنرانی های استاد

کلیپ زیبای امام خمینی

لطایف عارفانه
لطایف عارفانه استاد یعقوب قمری شریف آبادی

لطایف عارفانه استاد «یعقوب قمری شریف آبادی»
آ ب
پ
ت ث ج
چ ح
خ د ذ ر
ز ژ س ش ص ض
ط ظ ع غ ف ق
ک گ ل م ن و
ه ی
آرشيو نشريه تجلي
تصاویر استاد
خاطرات: استجابت دعا در گردباد
نگارش یافته توسط mehremahtab  
شنبه، 29 آبان ماه ، 1389

گوسفندان در چراگاه مشغول چرا بودند چوپان گله، نوجوانی خوش‌سیما و لاغراندام، به حفاظت از آنها مشغول بود. دیدگان تیزبینش که تمام گوسفندان را از نظر می‌گذراند، به چیزی معطوف شد. آری گردبادی عظیم از چند کیلومتری نمایان گشت. از دور کوچک می‌نمود، ولی بسیار وسیع و پرقدرت بود.



چشمانش را دقیق به آن خیره ساخت، این دیگر گرگ نبود. گردبادی بود عظیم که بهترین موقع برای استجابت خواسته‌ها و آرزوهایش بود. لذا با شوق زیاد دوان دوان خود را در مسیر آن قرار داد و دو زانو بر زمین نشسته، منتظر رسیدن آن شد. این عمل او جزء رسوم و آداب آن منطقه به شمار می‌رفت که دعا در گردباد مستجاب می‌شود. اگر چه سن او کم و قامتش کوتاه بود، ولی خواسته او حکایت از روح بلند و اندیشه پرفروغ داشت.

گردباد نزدیک و نزدیکتر می‌شد. گردبادی به قطر بسیار وسیعی و ارتفاعی بلند و صدایی مهیب که جز گرد و غبار، سنگ، چوب و اشیای گوناگون چیزی به همراه نداشت. شاید اگر می‌دانست وارد شدن در این گردباد عظیم معنایش چیست، هرگز در مسیر آن قرار نمی‌گرفت. اما با اعتقاد و ایمان راسخ، گردبادی را که سالها انتظارش را می‌کشید در آوش گرفت.

بالاخره خود را در میان آن یافت، اما چوب، سنگ، خار و خاشاک و دیگر اشیای ریز و درشت به سر و رویش اصابت نمود و از هر طرف بدن نحیفش را مجروح ساخت. او که انتظار چنین چیزی را نداشت، از هر سو آماج ضربات، اشیای مختلف قرار گرفت. پس از گذشتن گردباد آنچه بر جای مانده بود، بدن خون‌آلود و اندام مجروح نوجوانی بود که در قلب کوچکش آرزوهای بزرگی را می‌پروراند. به سختی از جای برخاست و با کوله‌باری از درد و جراحت و با چهره‌ای خونین و خاک‌آلوده، راه چراگاه گوسفندان را در پیش گرفت.

برگرفته از کتاب سجده رمز خلاقیت عشق (نویسنده: علی نعیم‌الدّین خانی)



کلمات کليدي : خوش سیما حفاظت لاغراندام معطوف روح اندیشه پر فروغ ایمان گردباد چشمانش غبار چوب چهره انتظار آماج نوجوانی کتاب سجده رمز خلاقیت عشق
 

 

مرتبط با موضوع :

   [چهارشنبه، 7 دي ماه ، 1390]
 چند رسانه ای (ی)  [سه شنبه، 8 آذر ماه ، 1390]
 چند رسانه ای (ه)  [سه شنبه، 8 آذر ماه ، 1390]
 چند رسانه ای (و)  [سه شنبه، 8 آذر ماه ، 1390]
 چند رسانه ای (ن)  [سه شنبه، 8 آذر ماه ، 1390]
 اشك آسمان  [جمعه، 28 آبان ماه ، 1389]
 الهام هنر نقاشي در كارخانه نساجي  [جمعه، 28 آبان ماه ، 1389]
 اين سرّ حال است  [جمعه، 28 آبان ماه ، 1389]
 برخورد با يك كتاب و انقلاب عظيم روحي  [جمعه، 28 آبان ماه ، 1389]
 بيماري در نهايت فقر  [جمعه، 28 آبان ماه ، 1389]
 

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : vel40mil
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
 
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

اشتراک گذاري مطلب