واژه «عشق» که در کلمات نورانی عارفان و بیانات معنوی صاحبدلان استعمال شده و به دو نوع «عشق مجازی» و «عشق حقیقی» تقسیم گردیده.(1) در واقع همان حقیقت حبّ است که در لسان آیات و روایات، به عنوان «حب شیطانی» و «حب الهی» مطرح شده است.
آدمی، معجونی ترکیب یافته از دو بعد جسم و روح می باشد که هر کدام را خواسته و خواهشی متفاوت با دیگری است. جسم آدمی همچون زمین حاصلخیز است که حیات و کمالش وابسته به آبی می باشد که از درون زمین می جوشد.
و همان گونه که سطح زمین توسط آب، جامه سبز و زیبا بر تن نموده، و به جلوه های رنگارنگ ظاهری آراسته می شود، بعد جسمانی انسان نیز حیات و ارتزاق خویش را به واسطه آب از مواهب عالم خاک کسب می نماید. از این رو، به سوی زیباییها و لذتهای عالم ملک و در رأس آن جلوه گریهای دلربای زن گرایش یافته، برخوردار از حبّ و عشق ظاهری می گردد.
و اما روح آدمی همانند باد است که حیات و کمالش را از نور به دست می آورد و همان طور که تابش انوار گرمابخش خورشید، پیوسته موجب ایجاد باد و قوت و کمال آن می شود، همچنین روح از انوار الهی عالم قدس حیات یافته و از نعیم بهشتی و معارف طیبه رحمانی ارتزاق می نماید و بدین جهت، به لذتها و جلوه های زیبنده ملکوتی مشتاق بوده، بهرهمند از حبّ و عشق باطنی به رخساره جمیل رحیمی می باشد.
بنابر این، حبّ و عشق منبعث از وجود آدمی را می توان به دوگونه «عشق ظلمانی» و «عشق نورانی» تقسیم نمود که هر یک نتایج و ثمراتی را در پی خواهد داشت. در این نوشتار، به بررسی هر یک از این دو نوع عشق می پردازیم:
اقسام عشق و حب
1. عشق و حب ظلمانی
منظور، حبّ نفسانی و دلدادگی مجازی نسبت به جمال ظاهری زن، این محبوب ترین جلوه دلربای هستی است که به اشارت قرآنی «زُیِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَو'اتِ مِنَ النِّساءِ...»(2) تنها وصال جسمانی و کامجویی از او، مراد و مطلوب عاشق ملکی می باشد. اگر امیر مؤمنان(ع) فرموده: «عشق مرضی است که در آن هیچ گونه اجر و پاداشی نیست»(3) مراد عشق ظلمانی است که آدمی را از انوار هدایتگر الهی محروم ساخته، نتیجه و ثمره اش، ایجاد فرزندانی است که میل و گرایش به جاذبه های ناسوتی در آنها ایجاد شده و صرفاً استعداد کسب علوم ملکی و بروز اختراعات و اکتشافات دنیوی را دارند؛ در حالی که سراچه قلبشان از ذکر شفابخش الهی تهی می باشد؛ چنان که امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معنای چنین عشقی فرمود: « (دلهای اسیر عشق ظلمانی) دلهایی است که از ذکر الهی خالی است و خداوند، محبت غیر خودش را به آنها چشانده است».(4)
2.عشق و حب نورانی
مراد، دلباختگی قلبی و حبّ حقیقی به جمال زیبای باطنی است که در ضمیر انسان کامل و در پس حجاب جلالیت او نهفته است. چنین عشقی زمانی حاصل می شود که سالک طریق کمال و جمال مطلق از رهگذر تمسک به عروه وثقای خضر ولایت، در برابر آتش عشق ظاهری، عارفانه استقامت ورزیده و در پرتو نور شناخت و آگاهی در مقابل جلوه گریهای زیبارویان عرصه ملک به حفظ و صیانت نفس خویش پرداخته، به بیان نبوی «مَنْ عَشِقَ فَعَفَّ ثُمَّ ماتَ، ماتَ شَهیداً»(5) راه عفت و پاکدامنی را چون یوسف صدیق(ع) در پیش گرفته، در مقام ابرار، دیدگان ضمیرش به زیور شهود مزین می گردد و این گونه شعله های عشق درونی در حریم دل او افروخته شده، با فنا از ظلمت اغیار به منزلت بقا به وجه جمیل مقربین نایل می شود.
نتیجه و ثمره عشق نورانی که در طریق حنیف ابراهیمی و بر اساس ولایت شریف علوی تحقق می یابد، جوشش چشمه سار معارف رحمانی، و تجلی معجزات و کرامات عظیم باطنی از قلب عاشق دلسوخته و عارف وارسته ای می باشد که پیشتر تلالؤ معشوقه رحیمی را در جلوه رحمانی ربّ خویش مشاهده نموده، خود نیز از رهگذر عشق به این تمثال نورانی، مظهر تام جمال رحمانی می شود؛ یگانه عشق و حبی که به عنوان کیمیای مقدس روح، مسّ وجود آدمی را به گوهر زرین قدسی مبدل می سازد. امام صادق(ع) در این باره می فرماید:
«حبّ الهی هرگاه بر ضمیر و سرّ بنده خداوند بتابد، آن را از جمیع مشغله ها و همه ذکرها در ظلمت، غیر از ذکر الهی، خالی می کند، و محب (عاشق) خالص ترین مردم برای خدا از جهت سرّ و باطن است... پس اگر مردم جایگاه و منزلت او را در نزد خدا بدانند، به سوی خداوند تقرب نمی جویند، مگر به واسطه خاک پای او».(6)
بدین ترتیب، استقامت عارفانه مرد در برابر حرارت پرجاذبه زنان، علاوه بر اینکه موجب می شود ناخالصیهای تیره گون شرک از طلای وجود مرد زدوده شود، باعث تحکیم ارکان خانواده او و فزونی دلدادگی همسرش که شاهد چنین ایستادگی و پایداری معنوی است، گشته، تجلی فرزندان پاک طینت رحمانی را به دنبال می آورد. و این گونه، رهرو دلباخته مقربین به سبب ظهور جمال باطنی در آینه طهارت یافته قلبش، مدارج رشد و تعالی را می پیماید و بر عرش والای رحمانی قرار یافته، به مقام رفیع انسان کامل نایل می گردد؛ وجود کامل و واصلی که اکسیر مقدس عشق نورانی است و جاذبه عشق نفسانی زن را در مغناطیس الهی عشق خود تطهیر نموده و آن را به عشق پاک نورانی تبدیل می نماید و به سبب شعله های عشق باطنی که از وجود قدسی اش بر می خیزد، ابراهیم وار آتش عشق ظاهری را به گلشن عطرآگین عشق باطنی مبدل می سازد.
پی نوشت ها:
1. ر.ک: فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، سید جعفر سجادی، ص 582.
2. آل عمران /14: »حب و دوستی میل به زنان ... برای مردم زینت داده شد».
3. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج20، ص260.
4. الآمالی، شیخ صدوق، ص968، ح3.
5. کنز العمال، ج2، ص327، رسول اکرم(ص): «کسی که عشق بورزد و پاکدامن بماند و سپس بمیرد، شهید مرده است».