مناسبت: خطّ امام(س)، مشخّصه حرکت نظام جمهورى اسلامى
نگارش یافته توسط mehremahtab
چهارشنبه، 16 شهريور ماه ، 1390
من رؤوس مطالبى را در خصوصیات این خط و این جهتگیرى - که ما به آن «خطّ امام» مى گوییم و مشخّصه حرکت نظام جمهورى اسلامى در ده سال حیات با برکت امام بوده است - عرض مى کنم:
خطّ امام، یعنى آن مسلک و سلوک حکومتى امام امّت؛ یعنى چیزى که تفسیرکننده نظام جمهورى اسلامى است. جمهورى اسلامى، مى تواند با جهتگیریهاى مختلفى تحقّق یابد. آنچه که این جهتگیریها را به صواب نزدیک مى کند و مورد قبول و اعتقاد امام رضوان اللَّه تعالى علیه بوده است، اینهاست:
اوّل؛ ایستادگى در برابر تحمیل و نفوذ قدرتهاى خارجى و نداشتن سرِ سازش با این قدرتها. این، اوّلین مشخّصه حرکت امام بزرگوارماست.
دوم؛ اهتمام به تعبّد و عمل فردى و ایستادگى در برابر سلطه شیطان نفس و وسوسه هاى نفسانى. این دو مطلبِ بزرگ و این دو میدان مبارزه را، امام از هم جدا نمى کردند و در صحنه اجتماع و سیاست، در مقابل شیطان بزرگ و شیطانهاى قدرت مى ایستادند. در صحنه روان آدمى و درون وجود انسان، امام با نفس مبارزه مى کردند و اصرار بر تعبّد و عمل اسلامى و فردى و شخصى داشتند.
سوم؛ اهمیت دادن به توانایى ملتها و «اصل» دانستن آنها بود. امام با ملتها سخن مى گفتند و معتقد بودند که تحوّلات بزرگ عالم، اگر به دست ملتها انجام گیرد، غیر قابل شکست است و ملتها مى توانند در دنیا تحوّل ایجاد کنند و محیطهاى خودشان را عوض نمایند.
چهارم؛ اصرار بر وحدت مسلمین و مبارزه با تفرقه افکنى استکبار.
پنجم؛ اصرار بر ایجاد روابط سالم دوستانه با دولتها؛ مگر استثناهایى که هرکدام استدلالى قوى پشت سرش بود. امام به ما یاد دادند که جمهورى اسلامى، در سطح عالم مى تواند و باید از روابط سالمى با دولتها برخوردار شود. البته رابطه با امریکا مردود است؛ به سبب این که آمریکا یک دولت استکبارى و متجاوز و ظالم است و با اسلام و جمهورى اسلامى در حال معارضه و محاربه است. ارتباط با رژیم صهیونیستى و نیز ارتباط با رژیم نژادپرست آفریقاى جنوبى(2) مردود است؛ اما رابطه با بقیه دولتها، بسته به مصالح نظام جمهورى اسلامى است و اصل برایجاد ارتباط است.
ششم؛ اصرار بر شکستن حصار تحجّر و التقاط در فهم و عمل اسلامى و التزام به اسلام ناب. هم تحجّر، از دیدگاه امام - در بیان و عمل - مردود بود، هم التقاط .
هفتم؛ نقش محورى دادن به نجات محرومین و تأمین عدالت اجتماعى. همیشه، مردم در چشم امام، «اصل» بودند. در منطق و در خطّ حکومتى امام امّت، محرومان و مستضعفان محور تصمیمگیریها محسوب مى شدند و همه فعّالیتهاى اقتصادى و امثال آن، بر محور نجات محرومین از محرومیتها بود.
هشتم؛ توجّه ویژه به مبارزه با رژیم اشغالگر قدس و رژیم غاصب صهیونیستى بود. مبارزه با اسرائیل، جایگاه خاصّى در منطق امام - در راه و رسم حکومتى - داشت. از امورى که در نظر امام امّت به هیچ وجه براى ملتهاى مسلمان قابل اغماض نبود، مبارزه با صهیونیستها بود؛ چون امام بزرگوار، نقش ویرانگر و مخرّبِ این رژیم تحمیلى را از سالها پیش از پیروزى انقلاب، به درستى تشخیص داده بودند.
نهم؛ حفظ وحدت ملى و ایجاد یکپارچگى در میان ملت ایران و اصرار بر مقابله و مبارزه با هر شعار تفرقه افکنانه.
دهم؛ حفظ مردمى بودن حکومت و ایجاد رابطه با مردم و حفظ ارتباط با آنها. لذا امام، هم به مسؤولین سفارش مىکردند که «از مردم جدا نشوید؛ با مردم باشید؛ زىّ مردم را داشته باشید؛ به فکر مردم باشید» و خلاصه، رابطه را از طرف مسؤولین تأمین مى کردند، هم متقابلاً به مردم سفارش مسؤولین و دولتها را مى کردند. یعنى امام با کسانى که ارگانهاى نظام و دولت را تضعیف مى نمودند، به نحوى از انحا مقابله مى کردند.
یازدهم؛ اصرار بر سازندگى کشور و تحویل یک نمونه عملى از کشور و جامعه اسلامى به جهان، که در ماههاى آخر عمر با برکت امام، جایگاه مهمّى داشت. بر این اصرار داشتند که کشور باید از لحاظ اقتصادى، از لحاظ کارهاى زیر بنایى و از لحاظ موارد در آمد، بازسازى شود و براى مردم، نمونه اى عینى و عملى از سازندگى اسلامى ارائه گردد.
آن مواردى که به اعتقاد بنده رؤوس و خطوط اصلى بینش امام و سلوک عملى و حکومتى ایشان بود، اینهاست. هر چند ممکن است بعضى موارد هم از دید بنده مخفى مانده و مورد غفلت قرار گرفته باشد.
بیانات مقام معظم رهبرى در مراسم سالگرد ارتحال حضرتامام(س)، 14/03/1371