اشاره
آنچه در ذيل ميخوانيد، تبيين آرزوهايي است که قرآن کريم آن را از زبان انسان روايت کرده و زبان حال نيکان و بدان و آرزوي قلبي آنان را در دنيا و آخرت ترسيم کرده و در حقيقت، سالک طريق کمال و جمال حقيقي را بدين حقايق نوراني و انسانساز متوجه نموده تا در روز قيامت که «يوم التغابن: روز حسرت خوردن» است، به عذاب جانسوز و تأسف جانکاه دچار نشود و به رستگاري و همجواري با اولياي الهي نايل آيد.
اين بحث را در دو ساحت دنيوي و اخروي ارائه ميکنيم و اي کاش هاي قرآني را در اين دو سراي زندگاني بررسي مينماييم.
باشد که چراغ هدايت افروزد و طريق سعادت گشايد و آرزوهاي ما را رنگ قرآني و خدايي بخشد.
اما در اين شماره از مقاله، به بيان آرزوهايي زشت و زيبا در دنيا ميپردازيم و بحث درباره آرزوهاي نيکان و بدان در آخرت را به فرصتي ديگر وا مي نهيم.
آرزويهاي زشت و زيبا در دنيا
به طور کلي، در قرآن کريم دو آرزو در سراي دنيا ـ که خود زمينه و مزرعه آخرت به شمار ميرود ـ مطرح است؛ يکي از زبان بدان و غافلان، و ديگري از زبان پاکان و مؤمنان.
قارون که از دانشمندان بني اسرائيل و پيرو موسي کليم الله(ع) و حافظ تورات بود، وقتي به ثروت و دارايي رسيد، سرکش و مغرور شد و با حضرت موسي و هارون(ع) به مخالفت پرداخت. گروهي از مردم فريفته ثروت قارون شدند و آه سوزان از دل برکشيدند و آرزو کردند اي کاش به جاي قارون بودند و لذت دنيا را حتي براي مدتي کوتاه مي چشيدند. قرآن مي فرمايد: «فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ في زينَتِهِ قالَ الَّذينَ يُريدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظيمٍ؛(1) پس [قارون] با كوكبه خود بر قومش نمايان شد؛ كسانى كه خواستار زندگى دنيا بودند، گفتند: اى كاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما [هم] داده مى شد؛ واقعاً او بهره بزرگى [از ثروت] دارد.»
آيات بعد، به شدت اين نوع نگرش را سرزنش ميکند و پاداش الهي را نسبت به بهره دنيايي بسي بالاتر و بهتر معرفي مي نمايد و در واقع، صبر کنندگان بر لذايد زودگذر دنيايي را اهل ايمان و عمل صالح ميداند. آري، زشتترين آرزو در سراي دنيا آن است که بدون توجه به ايمان به حق و عمل صالح، بيش از حدّ نياز و احتياج، در جستجوي مال و مکنت دنيوي باشيم و به جاي آنکه طالب حق و حقيقت و تشنه انسانيت و معنويت باشيم، در تمناي شهوات نفساني، عمر خويش را تباه نماييم. آري، چنين آرزويي جز سرگرمي به لذايذ فريبنده دنيايي و گمراهي و شقاوت نتيجهاي نخواهد داشت و چنين کسي در آخرت نيز پيامد خواهش هاي ناسوتي خويش را آشکارا ميبيند و چنين آه جانسوز برمي آورد که: «يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ * ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ * هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ؛(2) اي کاش آن [مرگ] کار را تمام ميکرد. مال من مرا سودي نبخشيد. قدرت من از کف برفت.»
1. اي کاش صاحب جاه و ثروت ميشديم! در آيات قرآن، زيباترين آرزوها در سراي دنيا از زبان زن مقدس و بانوي مطهري چون مريم دختر عمران(س) بيان شده است. آن هنگام که از شدت درد فرزندي که در شکم داشت، به زير درخت خشکيده خرما پناه برد و چون به ياد مشکلات پيش رو و تهمت ها و زخم زبان هاي ديگران افتاد، کوهي از درد و غم را بر وجود خويش احساس کرد؛ از اين رو، گفت: «يا لَيْتَني مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا؛(3) اي کاش من پيش از اين مرده بودم و به کلي فراموش ميشدم.»
اين آرزوي مريم مقدس(س) برخاسته از اوج نجابت، عفت و پاکدامني او بود و به پويندگان طريق پاکي، خاصه زنان مسلمان اين درس را مي آموزاند که والاترين ارزش براي زنها که تمام حيات معنويشان در گرو آن است، اين است که در انديشه حفظ عفت و نجابت خويش باشند و حتي گمان اينکه ديگران کوچکترين انديشه ناروايي را در مورد ايشان داشته باشند، باعث ميشود که مريم گونه چنين آرزويي کنند و به برکت بهره مندي از طهارت راستين، شايسته پرورش مسيحادمان الهي و مؤمنان تأييد شده به روح قدسي گردند. آري، اين آموزه زيباترين تمنايي است که در دار وجود تحقق مييابد؛ زيرا مردان بزرگ از دامان زنان عفيف و پاکدامن به معراج مي روند و سعادت جامعه در گرو سعادت و طهارت زنان آن جامعه است و چنين زناني هستند که در قلعه آرامش الهي به سر مي برند و چشمه ساران بهشتي از زير قدمهاي مريم گونه شان، بستر اجتماع انساني را حيات معنوي و طراوت و سرسبزي روحاني ميبخشد؛ «فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلاَّ تَحْزَني قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا؛(4) پس، از زير [پاى] مريم [فرشته] وى را ندا داد كه: غم مدار، پروردگارت زير [پاى] تو چشمه آبى پديد آورده است.»
در اين نوشتار به بررسي اجمالي آرزوهاي آخرتي خوبان و بدان مي پردازيم. مهمترين اين آرزوها را ميتوان در سه مورد خلاصه كرد كه توجه به هر يك بانگ بيداري از خواب غفلت را در گوش دل آدمي سر مي دهد و ضرورت توشه برداشتن از مزرعه دنيا را به همگان يادآور مي شود. اين آرزوها عبارت اند از:
1. آرزوي بازگشت به دنيا بعد از چشم فرو بستن از سراي دنيا، اولين آرزويي كه براي انسان به وجود رخ مي نمايد، اين است كه اي كاش فرصتي ديگر بود تا به دنيا باز مي گشتم و توشه بهتري براي زندگاني آخرت بر مي داشتم. مطمئناً چنين آرزويي هرگز برآورده نخواهد شد؛ چنانکه قرآن كريم به انسان گرفتار خواب غفلت يادآور ميشود كه پيش از آنكه چنين آرزوي محالي را بر زبان براند، چشمان دل را به نور بيداري روشن سازد و از فرصت عمر گرانمايه خويش كمال استفاده را ببرد و در اين سراي زودگذر، توشهاي مناسب و درخور آخرت و شايسته مقام انساني برگيرد، آيات رحماني را تكذيب نكند و به پروردگار خويش ايمان بياورد. از اين رو، اهل آتش وقتي كنار دوزخ مي ايستند، چنين آرزو ميكنند كه: «ولو ترى إذ وقفوا على النار فقالوا يا ليتنا نرد ولا نكذب بآيات ربنا ونكون من المؤمنين(5)؛ و اى كاش [منكران را] هنگامى كه بر آتش عرضه مى شوند، مى ديدى كه مى گويند: كاش بازگردانده مى شديم و [ديگر] آيات پروردگارمان را تكذيب نمى كرديم و از مؤمنان مى شديم.»
2. آرزوي همراهي با نيكان در دنيا از ديگر خواهش هاي اهل دوزخ اين است كه: «يا ويلتى ليتني لم أتخذ فلاناً خليلاً(6)؛ اى واى، كاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم.» بديهي است كه دوست نقش بسيار تأيين كننده اي در شكل گيري شخصيت اجتماعي و معنوي انسان دارد. اهميت انتخاب دوست نيك و صادق تا آنجا است كه بزرگان اهل معرفت گفته اند: «الرفيق ثم الطريق؛ نخست دوست همراه، سپس جاده و راه.» آري، دوست خوب مانند گل معطري است كه حداقل چيزي كه از آن نصيب ما ميشود، عطر كلمات مشفقانه و هدايتگرانه او است؛ در حالي كه دوست بد، چيزي جز گمراهي در دنيا و تأسف و شقاوت در آخرت به ما ارزاني نخواهد داشت. بنابراين، بر انسان دوستدار كمال و سعادت است كه در انتخاب دوست صالح و مؤمن اهتمام ورزد و از بدان و غفلت پيشگان دوري جويد. چه بسيار سخنان ناراحت كننده دوست ايماني كه موجب كمال و هدايت است و چه بسا كلمات مهربانانه دوست نادان و گمراه كه باعث ضلالت و بيخبري از حق و حقيقت است. بدين سان، از ديگر آرزوهاي اهل آتش در آخرت، تمناي همراهي با رسولان الهي و اطاعت از دستورات حق و فرستادگان او در دنيا است. در روز قيامت كه «يوم التغابن = روز حسرت» است، دوزخيان ميگويند: «يا ليتنا أطعنا الله و أطعنا الرسولا(7)؛ اى كاش ما خدا را فرمان مى برديم و پيامبر را اطاعت مى كرديم.» و يا در در فرازي ديگر از قرآن كريم آمده است كه كسي كه به خويش و ديگران ظلم نموده و سيماي دوزخي و بهيمي يافته، دستان خود را مي گزد و مي گويد: «يا ليتني اتخذت مع الرسول سبيلاً(8)؛ اى كاش با پيامبر راهى برمى گرفتم.» 3. آروزي نرمدلي در برابر ولايت از جمله آرزوهاي جانسوز در سراي قيامت، آرزوي نرمدل بودن در برابر اولياي الهي است. در سوره مباركه نبأ مي خوانيم: «يوم ينظر المرء ما قدمت يداه و يقول الكافر يا ليتني كنت ترابا؛(9) روزى كه آدمى آنچه را با دست خويش پيش فرستاده است، بنگرد و كافر گويد: كاش من خاك بودم.» در روايات اسلامي ذيل اين آيه شريفه آمده است: «يعني علويا يوالي أبا تراب؛(10) يعني اي كاش علوي بودم و ابوتراب را پيروي ميكردم.» كافر ولايت، بسان سنگ سخت است كه در برابر كلمات ولايي سختي و عناد نشان مي دهد و بر طبل تكذيب و كفر مي كوبد؛ اما در روزي كه «تبلي السرائر» است، آرزو ميكند: اي كاش دلي نرم همچون خاك داشتم تا كوثر كلمات ولايي اولياء الله در من اثر ميكرد و امروز روح و رياحين بهشتي از وجودم جلوه گر ميشد. به بيان نغز استاد الهي ما، يعقوب قمري شريف آبادي: «ابوتراب، پدر نرمدلان و نيازمندان جام كوثر ميباشد.»(11) ایشان در فرازي ديگر از لطايف عارفانه خويش مي فرمايد: «كافر در قیامت میگوید: ای کاش در دنیا من خاک بودم تا همچون سنگی سخت تکذیب کننده طریقت اولیای الهی که همان نرم کردن زمین وجودم بود، نمی شدم و همچنین تکذیب کننده کلمات اولیای الهی که همان پاشیدن بذر روح و ریاحین در کشتزار وجودم بود، نمی شدم و همین طور تکذیب کننده وجه اولیای الهی که همان کوثر عشق بود، نمیشدم تا امروز از بیحاصل بودن زمین سخت وجودم، فریاد نزنم: ای کاش من خاک بودم!»(12)
احمدی (امتیاز : 0) توسط ميهمان در مورخه : يكشنبه، 25 دي ماه ، 1390
با تشکر
مطلب بسیار خوب و مفیدی بود
به دوستان دیگر هم توصیه میکنم مطلب شما رو بخونن
استفاده بردیم
باز هم از این نوع مطالب جدید بزنید
از نویسنده این مقاله هم تشکر می کنم