- سه چیز در عالم کثرت، وحدت است: خاک، آب و آتش. خاک در سطح زمین، آب در زیر زمین و آتش در بطن زمین قرار دارد. خاک، پاک کنندهء مرغ، آب، پاک کنندهء مرغابی و آتش، پاک کنندهء پروانه است. مرغ به منزلهء عقل، مرغابی به منزلهء عشق و پروانه به منزلهء فنا میباشد.
مثال آدمیان در کویر شهود
- آدمیان مانند قطرات باران از دریا به خشکی میریزند تا در این کویر عالم شهود به صورت گلهایی زیبا آشکار شوند و پس از انتقال به عالم غیب، ارواحی معطر برای خانههای آخرتشان باشند.
مثال جرقهای از آتش قیامت در دنیا
- اگر آتشی که در قیامت روح را درخانهء دل می سوزاند، جرقه ای درد نیازند، دنیا را به فنا می رساند همچون زمینی که در درون خورشید محو و نابود می گردد.
مثال مومن
- مثال مومن در بین نباتات، مثال نی میباشد که در زمین آبدار میروید و به هنگام رشد، توسط پروردگارش بریده میشود و پس از باز نمودن چشمههای صوتی، در او میدمد و صوت دلنشین آن همچون صوت داوودی، ملکوتیان بهشتی را به وجد و سماع از برای حقایق الهی میکشاند.
محافظ مومن در دنیا
- دنیا به منزله مزرعهای است که مردم در آن کشت میکنند. همان گونه که کشاورزان در مزرعه خود محافظ قرار می دهند، مؤمنان هم باید در کشتزار خودشان ولی ای از اولیای الهی را محافظ قرار بدهند.
محبت
- سلاح شهوت، غضب است و سلاح محبت، رافت میباشد.
- محبت و رافت، چراغ و نور فروزندهء بهشت است. شهوت و غضب، آتش و شعلهء سوزندهء دوزخ میباشد.
- ما مخلوقات زمین در منظومهء شمسی در بازوی چهارم کهکشان راه شیری قرار داریم که از نظر لطافت و ظرافت نسبت به مخلوقات دیگر منظومههای درون کهکشان خودمان، خشنترین و زشتترین مخلوقات هستیم، چه رسد به مهرویان سایر کهکشانهای بینهایت هستی.
مرآت انسان
- همان گونه که آیینهء زمین نسبت به آسمان آب میباشد، آیینهء انسان هم نسبت به غیب کوثر میباشد.
مرآت خفیه غیب
- اولیای الهی مرآت خفیهء غیباند. حقیقت در آنها دیده میشود، اما حقیقت آنها دیده نمیشود.
مرآت عرفان
- جمال زن، جلوه عشق است و عشق، مرآت عرفان است و عرفان، همچون چشمهء کوثر رویانندهء حقایق رب میباشد.
مرآت غیب و شهود
- کتاب هستی در قرآن مجید، و قرآن مجید در ام الکتاب دل، و ام الکتاب دل در نهاد ما مستور میباشد. با نور عشق آن را در محرمسرای اولیای الهی آشکار نماییم و با فقر و نیاز به معارف غیب و شهود آن دست یابیم.
مرآت و رویت صورت
- دریا مرآت زمین است برای آسمان. چنانچه وجودمان همچنون زمین دریا داشته باشد، قبل از آنکه دنیا را وداع گوییم، صورت آسمانی خودمان را در آن رؤیت میکنیم.
مراتب وجود
- هر موجودی از موجودات هستی بنا بر آنچه در سیرت و صورت دارد، نمایانگر روح و ندای الهی اوست؛ چنان که کردار و گفتار هر موجودی نشانگر مرتبهء وجودی اوست.
- همانگونه که عوالم هستی از اسفل سافلین تا اعلی علیین به همدیگر مرتبط میباشند، عوالم انسانی هم از صورت جمادی تا وجه نورانی مرتبط میباشند. پس عاقل باشیم تا عاشق باشیم، و عاشق باشیم تا عارف باشیم، و عارف باشیم تا به جمال بینهایت مرتبط باشیم.
مردان و زنان و باطنشان
- مردان و زنان انسانهایی هستند که از روز تولد تا مرگ، پی به جمال و جلال الهی در باطن خود نبرده و همچون زنان بارداری میباشند که قبل از رویت فرزند خود، در دل خاک فرو میروند.
مرد در حفاظت از زن
- مرد در حافظت از زن همچون هستهای میباشد که پس از بیرون آمدن از میوه، مغز خود را برای کشت باغبان از حشرات محافظت میکند.
مردم
- چون مردم در خواباند، نیازی به شیطان نیست که بر صراط مستقیم کمین کند. آدم خواب بر هر صراطی میباشد، الا بر صراط مستقیم.
- فرار مردم از ولایت، همانند فرار حیوانات وحشی است از شهر.
- مردم یا در اعلا علیین هستند یا در اسفل سافلین، یا در بهشت به سر میبرند یا در دوزخ، یا در وجه رحمانی هستند یا در صورت شیطانی.
- مردمان همچون آبهای تلخ و پر از املاح دریای کثرتاند که اگر توسط فرشتگان ابرار در کوهساران مقربین ریخته شوند، مانند چشمهساران حیاتبخش، تصفیه شده و پس از ثمرات بهشتیشان به سوی آبهای شیرین دریای وحدت باز میگردند.
- زمانی بود که مردم در مقابل بتها به سجده میافتادند و زمانی آید که بتها در برابر مردم به سجده میافتند.
- اولیای خدا به منزلهء سیارات درخشنده در مقابل خورشیدند و مردمان به منزلهء سنگهای پراکنده در برابر سیارات درخشندهاند. همان گونه که سیارات منظومه به واسطه تسلیم به خورشید، منوّر و آشکار میگردند، اولیای الهی هم به واسطه تسلیم به پروردگارشان منوّر و آشکار میشوند. بدین ترتیب، چنانچه آدمیان تسلیم اولیای الهیشوند، مانند مرواریدهای درخشان منوّر به نور ایمان میگردند.
مرد و جمال زن
- عشق در وجود مردها همچون طائر فردوس میباشد که توسط جمال زنها زندانی میگردد.
مرکب آسمانی رسول اکرم(ص)
- براق رسول اکرم(ص)، مرکبی آسمانی است که سیمایش همچون صورت آدم، پیکرش مانند بدن اسب، پاهایش بسان پاهای شتر و سمهایش چون سمّ گاو میباشد؛ بدین معنا که صورتش، سیمایی ملکوتی، بدنش مرکبی تندرو، پاهایش با استقامت، و سمهایش با خیر و برکت میباشد.
مرکب راهوار ملک و ملکوت
- زنان مرکب راهوار ملک و ملکوت از برای مرداناند. مجوز راهیان ملک، نفس است و مجوز راهیان ملکوت، عقل است. با مجوز شعلهء نفس، عازم ملک هستیم. با مجوز نور عقل، عازم ملکوت میباشیم.
مزد بندگی خالصانه
- مزد بندگی خالصانه در راه خدا جام کوثر می باشد.
مسجود
- مومن با معالم روحالامین ساجد میشود و با معارف روحالقدس مسجود میگردد.
مسیح
- تا مهدی گونه نباشیم، مسیح گونه نگردیم. تا علی گونه نباشیم، خدا گونه محال است.
مشرک
- دو گروه سزاوار ستم و عذاب میباشند: مؤمنی که مشرکی را دعا کند، و مشرکی که مورد دعای مؤمنی قرار گیرد.
مظلوم ترین مردم
- مظلومترین مردم نزد خدا، اولیای الهیاند و مظلومترین آنان، اولیای آخرالزماناند که مردم با غوطهور شدن در خرافات و غرق شدن در علم و تکنیک، به فراموشی خود و اولیای خدا دچار گشتهاند.
مظهر کلمة الله
- در قصهء نمادین آدم(ع)، هابیل پس از توبه کردن آدم(ع) به دنیا آمد و مظهر کلمة اللّه گردید. جدال قابیل با هابیل به واسطهء تکفیر کلمة اللّه بود.
معارف
- اختلاف امت موسی کلیم الله(ع) به واسطهء معارف داوود(ع) و عیسی(ع) به وجود آمد؛ همچنان که اختلاف امت محمد رسولالله(ص) به واسطهء معارف علی(ع) و مهدی(عج) به وجود آمد.
- زبور در مقابل تورات، کتابی است که در آن احکام امر و نهی و حرام و حلال و حدود و فرایض نبوده، بلکه تنها بیان معارف الهی و موعظه و صفت خدای تعالی بوده.
- همان گونه که زنبور عسل، عسل شفابخش خود را از باغ و از شهد گلها برای آدمیان فراهم میکند و نه برای جانوران، انسان عارف هم معارف شفابخش خود را از بهشت و از وجه حُوران برای آدمیان فراهم میکند و نه برای حیوانات.
- معارف رحمانی همچون مهتاب سحرگاهی است. اکثریت مردم به واسطهء حالات بهیمی از مهتاب سحرگاهی پنهاناند.
معارف عارف برای آدمیان
- همان گونه که زنبور عسل، عسل شفابخش خود را از باغ و از شهد گلها برای آدمیان فراهم میکند و نه برای جانوران، انسان عارف هم معارف شفابخش خود را از بهشت و از وجه حُوران برای آدمیان فراهم میکند و نه برای حیوانات.
معبود
- ربّ هر کس، معبود آن کس میباشد که در هنگام مرگ، روح خود را به خانهای هدایت مینماید که از طریق ربش بنا نموده است.
معراج
- معراج رسول اکرم(ص)، عروج رسولان الهی در ولایت رحمانی میباشد.
معراج سعادت
- تنها نمازی ما را از فحشا میرهاند و به معراج سعادت میرساند که با تسلیم به اولیای الهی همراه باشد.
معشوق
- عشق، تجلیبخش روح است در عاشق. عشق عاشق به معشوق، نیازمندی روح است در عاشق. عشق معشوق به عاشق القا کنندهء روح است در عاشق.
- لمس کردن عاشق، معشوق را در مرآت دل، آن چنان عاشق را از عشق مجازی متنفر می نماید که در دنیا همه را همچون خواهر و برادر خود میداند.
- معشوق از بین خاک طلا و شمش طلا و جواهر، تنها جواهر را از عاشق میپذیرد. پس در آتش معشوق، همچون جواهر، زیبا گردیم.
معصومین و اولیاء، نور شریعت
- اگر کسی یقیناً اهل شریعت باشد، با نور شریعت، علی و ائمه معصومین و اولیای الهی را در ظلمت معرفت رؤیت خواهد کرد؛ همچنان که خورشید با نور خود، ماه و سیّارات بزرگ و کوچک منظومهء شمسی را در تاریکی شب رؤیت میکند.
مقام انسان
- آدمیان در ضمیر ناخودآگاهشان جویندهء کمال مطلق میباشند؛ ولی در عالم کثرت به سبب شنیدن و دیدن و دل بستن، همچون مگسان در دام عنکبوتان طبیعت اسیر گشته و از سیر به کمال مطلق بازماندهاند. در شان و مقام انسان همان بس که در مظاهر بینهایت هستی، همچون نور در مقابل ظلمت میباشد.
مقتدا
- ارزش و اهمیت نماز جماعت برای اقتدا کننده، مقتدای جماعت میباشد.
- از طریق پیامبران و اولیا، بهشتهای لقا و فردوس آشکار میگردد و از طریق علوم الهی و معارف رحمانی، وجوه ساجدان لقا و مسجودان فردوس ظاهر میگردد. وجوه ساجدان، سیمای فرشتگان لقا و وجوه مسجودان، سیمای مقربان میباشد به صورت جلال الهی و جمال رحمانی آشکار میشوند. به همین طریق، جلال الهی و جمال رحمانی همچون شمس و قمر میروند تا به لطایف انوار و ارواح رحیمیت در عوالم بینهایت غیب و شهود واصل گردند.
- امت اسلام به چهار گروه تقسیم میشوند و به چهار زبان سخن میگویند: گروه اوّل فجار، گروه دوم الباب، گروه سوم ابرار و گروه چهارم مقربان درگاهاند. زبان هر گروه اختصاص به جایگاهشان دارد؛ زبان فجار از آتش، زبان الباب از عقل، زبان ابرار از عشق و زبان مقربان درگاه از نور میباشد.
- برگزیدگان امتهای پیامبران سه گروهاند: یا اصحاب شمالاند یا اصحاب یمیناند و یا مقربیناند. هادیان صراط مستقیم در آتش، اصحاب یمیناند که به عنوان ابرار، نجاتبخش الباب از اصحاب آتش میباشند.
- مردمان همچون آبهای تلخ و پر از املاح دریای کثرتاند که اگر توسط فرشتگان ابرار در کوهساران مقربین ریخته شوند، مانند چشمهساران حیاتبخش، تصفیه شده و پس از ثمرات بهشتیشان به سوی آبهای شیرین دریای وحدت باز میگردند.
- مقربین الهی در بهشت، هادیان اصحاب یمیناند و اصحاب یمین به عنوان ابرار در دوزخ، هادیان الباب میباشند.
- اکثریت مردم زیر نور شعلههایی زندگی میکنند که زاییدهء افکار نفسانی آنها میباشد و هیچ گونه بهرهای از انوار دو چراغ اللّه و رحمان نمیبرند و گروهی دیگر، به دور از چراغ رحمان به نور چراغ اللّه بسنده کرده و زندگی را با نور چراغ اللّه به پایان میبرند و عدّهء قلیلی علاوه بر نور چراغ الله، از نور چراغ رحمان نیز بهره میگیرند و زندگی را با نور چراغ رحمان به پایان میرسانند. و این گروه در دنیا به مقام ابرار رسیده و در بهشت لقا نزد فردوسیانِ مقرب در حال رکوع و سجود و حمد و تسبیح پروردگارشان به سر میبرند.
- هر کس با روح قدسی تأیید شود، از مقربین است و هر کس با روح ایمان تأیید شود، از اصحاب یمین است و هر کس با روح بهیمیّت تأیید شود، از اصحاب شمال است. رؤیت حقایق توسط روح قدسی، معرفت حقایق توسط روح ایمان، و انکار حقایق توسط ارواح بهائم صورت میگیرد.
ملائکه و اسمای آنها
- انتقاد ملائکه و ابلیس از آدم(ع) به واسطهء دلهای عیب جویشان بود که آدم به فرمان پروردگارش پرده از راز اسمای آنها برداشت و ملائکه را به نامهای ناپسند و سیرت زشتشان آگاه کرد و آنها را خجل و سرافکنده به سجده انداخت.
ملوانان ابرار
- ناخدایان سفینههای ولایت به اتفاق ملوانان ابرارشان در سواحل دریای عشق و فنا لنگر انداختهاند تا در این وادی خاکدان، ملتمسانه به جستجوی رهروان کوی معنا از بین مردمان باشند؛ سفینههایی که با دم مسیحایی به حرکت در میآیند و برای رسیدن به سر منزل جمال بینهایت رهسپار میگردند.
ملکوت
- انسان میتواند با یک توجه عمیق باطنی به عالم ملک، پی به حقایق عالم ملکوت ببرد.
ملکی و ملکوتی
- عقل و عشق نسبت به یکدیگر همچون جسم و روح نیازمند تقویت میباشند. تقویت عقل توسط عشق و تقویت عشق تو توسط عقل است. عقل ملکی به واسطهء عشق ملکی، و عشق ملکی به واسطهء عقل ملکی رشد میکند، و همین طور است عقل ملکوتی و عشق ملکوتی.
- همانگونه که جنگلی زبان شهری را نمی داند، ملکی هم زبان ملکوتی را نمیداند.
ملکیان الهی و ملکوتیان رحمانی
- ملکیان الهی و ملکوتیان رحمانی همچون آفتاب درخشندهء روز و مهتاب تابندهء شب، به سوی کمال الهی و جمال رحیمی شتاباناند.
منشأ عقل
- اگر منشأ عقل، عشق نباشد، نفس است و جلوههای نفس در مقابل ابرار، فجّارند.
منشأ لذات شهوات دنیا و نعمات آخرت
- همان گونه که لذات شهوات دنیا از عقل و علم نشأت میگیرد، لذات نعمات آخرت از عشق و معرفت صورت میپذیرد.
مهرو
- دنیا سرای زشترویان است نه مهرویان. در سرای زشترویان، بسان روح و ملائکه در خفا باشیم؛ چرا که عیسی با مادرش مریم، و حسین با مادرش فاطمه که نمادی از جمال و صوت زیبا بودند، با ظهور در سرای زشترویان، به چه رنج و عذابی گرفتار شدند!
- سیمای مهرویان برای مردم همچون سفینهای میباشد که فضا نوردانش یا به واسطهء ناتوانی به زمین سقوط میکنند، و یا به واسطهء توانایی به آسمان صعود مینمایند.
- ما مخلوقات زمین در منظومهء شمسی در بازوی چهارم کهکشان راه شیری قرار داریم که از نظر لطافت و ظرافت نسبت به مخلوقات دیگر منظومههای درون کهکشان خودمان، خشنترین و زشتترین مخلوقات هستیم، چه رسد به مه رویان سایر کهکشانهای بینهایت هستی.
مهار زن ها
- مهار زنها در ارادت مردهاست. رهایی زنها در اسارت مردهاست.
مهدی (عج)
- اکثریت، با دین آبا و اجدادشان منتظر ظهورند و حال آنکه امام زمان با دینی جدید ظهور می کند.
- تا مهدی گونه نباشیم، مسیح گونه نگردیم. تا علی گونه نباشیم، خدا گونه محال است.
- توبه در زمان حضرت مهدی(ع) همانند توبهء فرعون در دریا میباشد.
- در حکومت مهدی(عج) حکم داوودی آن بزرگوار سبب میشود که بسیاری از طرفدارانش به او شک برند و او را مورد تکفیر قرار دهند.
- در روزگاری که ظهور حضرت مهدی(عج) نزدیک میشود، احکام دین به قدری در بین دینداران جایگاه پیدا میکند که کسی را یارای گفتن مطلبی از عرفان نیست.
- علی و مهدی برای گمراهان، صاحبان نفخهء صور اسرافیل میباشند. با نفخهء صور علی به تاریکی کفر میمیرند و با نفخهء صور مهدی به روشنایی آتش زنده میشوند.
- مهدی با دم مسیحایی و روش رحمانی به دور از چشمان جن و انس، با شیعیان خاصش منتظر ظهورند.
- مهدی ما مهدی آل محمد(ص) میباشد که به واسطه کلمات دشوارش مورد تکفیر بسیاری از نزدیکانش قرار میگیرد.
- مهدی(عج) به واسطهء تکفیر از طرف نزدیکان ناچار است عدهء کثیری را به هلاکت برساند تا دین ناب و بر حق ولایی خود را برقرار نماید.
- ناهمواریهای صراط حمید، بدون طریقت مهدی(ع) و دم مسیحایی اولیای خدا هموار نخواهد شد.
- همان گونه که نوح(ع) در رسالت خویش اکثریت مردم را به واسطه ظلم و فساد در آب غرق نمود، مهدی آخر الزمان هم در ولایت خویش اکثریت مردم را به واسطه ظلم و فسادشان به کام آتش خواهد کشید.
موسی(ع)
- موسی کلیمالله(ع) به منزلهء خاک، عیسی روحالله(ع) به منزله آب، محمد رسولالله(ص) به منزلهء باغبان، و علی ولیالله(ع) به منزله ارباب میباشد.
موسی(ع) در برابر شریعت و معرفت
- موسی(ع) در وادی مقدس به ندای شجرهء طور دربارهء شریعت، پاسخ مثبت داد و در مجمعالبحرین به کلام خضر دربارهء معرفت، پاسخ منفی داد.
- همان گونه که آفتاب در سیر کمالی خود به مهتاب میرسد، مؤمن هم در مسیر کمال خود از شریعت به معرفت میرسد.
- همان گونه که پایان سیر خورشید به غروب، و پایان سیر ماه به طلوع میانجامد، پایان سیر مسلم به تاریکی و پایان سیر مؤمن به روشنایی ختم میشود.
- جنگ مومن در برابر کافر دو صورت دارد: یا در ظاهر میرزمد و یا در باطن میدمد.
- خداوند رحمان، عرش را بر آب قرار داد تا به واسطهء آن مومنین آزمایش شوند.
- خصلت مردان خدا، نیازمندی آنان است در عین بینیازی.
- دنیا به منزله مزرعهای است که مردم در آن کشت میکنند. همان گونه که کشاورزان در مزرعه خود محافظ قرار می دهند، مؤمنان هم باید در کشتزار خودشان ولی ای از اولیای الهی را محافظ قرار بدهند.
- دو گروه سزاوار ستم و عذاب میباشند: مؤمنی که مشرکی را دعا کند، و مشرکی که مورد دعای مؤمنی قرار گیرد.
- رحمانیت و قهاریت و جباریت، مختصّ صابران الهی میباشد.
- سخنان اولیای الهی برای مؤمنین همانند سیلی زدن طبیب میباشد بر گوش بیمار بیهوش.
- سلاح مومنان، صبوی آنان و سلاح صابران، ارادهء آنان میباشد.
- کافر در مقابل مؤمن به منزله دیوی است در برابر فرشته. چنانچه فرشتگان بخواهند در جایگاه دیوها برای هدایت فرود آیند، همچون دختران زیبارو در مقابل مردان زشترو قرار میگیرند.
- مؤمن در دنیا و آخرت از خود نوری ندارد، بلکه به واسطه مرآت قلبش با نور امام زمانش میبیند و راه میرود.
- مومن با ازدواج پوشیده، غبار نفسها را در زمان بارداری از وجود همسر خود دور میکند تا فرزندی مسیحگونه را نتیجه بخشد.
- مومن با معالم روحالامین ساجد میشود و با معارف روحالقدس مسجود میگردد.
- مومن بعد از حالات روحانی و جذبههای سحرگاهی به موجب خستگی چشمها به مکاشفات و مشاهدات معنوی نایل میشود.
- همان گونه که روزی زنبوران عسل از گل و گلزارهای دنیا، و عسل شفابخش شان برای مردمان در شکاف کوه می باشد، روزی اولیای الهی نیز از روح و ریاحین بهشت، و کلام شفابخش شان برای مؤمنان در کهف ولایت می باشد.
- مومن به سبب عقل به کمال، و به سبب عشق به جمال، و به سبب معرفت به وصال میرسد.
- مومن در سرزمین دل ولیّ خدا باید همچون شهاب ثاقب محو و فنا گردد.
- مومنان راستین، همچون ابرهای بهاری در روز میبارند و همچون ستارگان درخشنده در شب میدرخشند.
- هر چه مومن عارفتر باشد، ساکتتر است؛ همچنان که انسان هر چه جاهلتر باشد، فریادش بیشتر است.
- هر چیزی که اعتقاد مؤمن را به ولایت صفیف نماید، گناه محسوب میشود.
- همان گونه که ریزش قطرات آب با استمرار، تخته سنگ عظیمی را میشکافد، مومن هم با صبر در راه استاد معنوی، توسط قطرات کوثرش، کوه حجاب خود را میشکافد.
- همان گونه که قهرمانان، هدفمندند و به واسطهء اهداف قهرمانیشان تمام فراز و نشیبها را متحمل میشوند، مومنان هم هدفمندند و به واسطهء اهداف ایمانشان تمام فراز و نشیبها را متحمل میشوند.
- چنانچه مومنان با متّهء نیاز زمین وجودشان را حفاری کنند، کوثر عشق بر آن سرزمین جاری میگردد.
- زمانی مومن به غیب ایمان میآورد که غیب را رویت کند.
- مومن در پیشگاه خدا همچون زمین در برابر خورشید است که چهار فصل دارد؛ فصل اوّل، پاییز: برای ریختن رنگ تعلقات و دلبستگیها. فصل دوم، زمستان: برای سفیدشدن و رهایی از امراض تیرگیها و نیرنگها. فصل سوم، بهار: برای دمیدن روح و زنده شدن درختان و گلزارها توسط ریح. فصل چهارم، تابستان: برای روییدن و چشیدن نعمات و ثمرات درختان.
مومن در برابر کافر
- جنگ مومن در برابر کافر دو صورت دارد: یا در ظاهر میرزمد و یا در باطن میدمد.
مومن و ایمان به غیب
- زمانی مومن به غیب ایمان میآورد که غیب را رویت کند.
مومن و رویایش
- در آخرالزمان مؤمنان راستین در حریم اولیای الهی، رؤیاهایشان شفاف و هدایتبخش آنان میگردد.
مکان مقدس
- نور قدسی در روح قدسی، و روح قدسی در جسم قدسی، و جسم قدسی در مکان مقدس، شاهد حقایق الهی میباشد.