جناب استاد يعقوب قمري شريف آبادي پس از چند ماه کار سخت در آهنگری، در گرمابه مشغول به کار شدند و قریب 3 سال از لحظات عمر شریفشان را به فعالیت روزمره در حمام صرف نمودند تا از این طریق در تهیه مخارج زندگی، تلاشی وافر نمایند. این نوجوان با کولهباری از فقر و رنج، هر روز صبح زود تا پاسی از شب گذشته، به کار طاقتفرسا در حمام میپرداخت.
اصل این جریان حدود 12 سال قبل به هنگام سفر زیارتی استاد يعقوب قمري شريف آبادي به حرم معنوی حضرت فاطمه معصومه (س) در قم با اتوموبیل یکی از شاگردان خویش اتفاق افتاده است که شرح واقعه را از زبان شاگرد حضرت استاد میخوانیم:
زندگی مردان حق همواره مواجه با فراز و نشیبهای مختلفی بوده است و اساساً روش حضرت حق در پروراندن بندگان خاص خود آنست که آنها را به انواع و اقسام بلاها و مصایب مبتلا میسازد تا آنکه زمینه تطهیر باطن آنها فراهم آید و راه بندگی او را بپویند و دل از اغیار بشویند.
از اینرو وقتی حضرت استاد يعقوب قمري شريف آبادي از بیمارستان مرخص شدند.
یکی از خصلتهای معنوی حضرت استاد يعقوب قمری شريف آبادي، حالت خلوتگزینی ایشان در پادگان گنبد کاووس بوده است. به همین خاطر در اوقات فراغت خود که هوا رو به تاریکی مینهاد، ایشان به میان درختان پادگان رفته و با وضو بر روی شاخه یکی از بلندترین درختان پادگان که در وسط انبوه اشجار قرار داشته، به راز و نیاز میپرداختند.
یکی از اعتقادات مرسوم در روستای عبداللهآباد این بوده که اگر کسی به هنگام گردباد خود را میان آن قرار دهد، هر دعایی که بکند مستجاب میشود. از اینرو دراینباره حادثهای خواندنی در جریان چوپانی جناب استاد يعقوب قمری شريف آبادي در روستای عبداللهآباد به وقوع پیوسته است که بروشنی به روح جوشان اندیشه خروشان حضرتش دلالت دارد.
حضرت استاد يعقوب قمري شريف آبادي در ضمن خدمات و فعالیتهای هنری خویش، هیچگاه خلوت دل و زیارت قبور پاک انبیا و اولیای الهی (ع) را از نظر دور نمیداشتند. از همین رو در طی این سفر، بسیاری از زیارتگاهها و اماکن مقدسه لبنان و برخی از مقابر منوّره سوریه را نیز زیارت فرمودند.
چهره فقر و محرومیت بر جای جای قلعه شریف آباد نمایان بود. خانهها بوسیله یک دیوار گلی، محصور شده بودند و در چوبی بزرگ قلعه، روزی چند بار رفت و آمد اهالی ده و گلههایشان را به خود میدید. از در قلعه که وارد میشدی مستقیما به وسط میدان ده میرسیدی و فعالیت اهالی شریف آباد را با چشماندازی از یک زندگی ساده و به دور از غل و غش مییافتی.
جناب استاد يعقوب قمری شريف آّبادي، آنگاه که به شهر ری کوچ نمودند، از سن 17 سالگی، مجدانه به ورزش کشتی پرداختند. شیفتگی و علاقه ایشان به کشتی باعث شده بود تا در این ورزش موفقیتهای زیادی را کسب کنند. ایشان قریب 20 سال با سعی و تلاش فراوان در ورزش کشتی فعالیت نموده، در طی این مدت نیز مقامات بسیار چشمگیری را در سطح کشور به دست آوردند.
خاطرات: زیارت شیخ الانبیاء (ع) و رهایی از چیگال صه
شجاعت و شهامت از جمله صفات بارز و برجسته حضرت استاد يعقوب قمری شريف آبادي میباشد. ایشان در طول زندگانی خود دراینباره اتفاقات و خاطرات شیرینی را در سینه دارند که تحسین هر شنوندهای را برمیانگیزد. در اینجا ما از میان دهها واقعه به ذکر یک نمونه بسنده میکنیم:
سالها پیش جناب استاد يعقوب قمري شريف آبادي شبی در عالم رؤیا مشاهده نمودند در حرمی که هویت آن بر ایشان مشخص نبوده، هستند. ناگهان همه مردم فوراً از حرم خارج شدند و لحظهای بعد که ایشان به تنهایی در گوشه حرم، نزدیک ضریح نشسته بودند. خانم محجبهای را مشاهده کردند که به همراه جوانی که خدمتکار آن خانم بود، از پشت ضریح به سمت ایشان آمدند. در دستان آن جوان یک سینی چای قرار داشت. سپس آن خانم رو به استاد کرده، میفرمودند: «خودتان را برای یک سفر بزرگ آماده کنید».